تبليغاتX
به حریم تو می خورم سوگند... - عشق


به حریم تو می خورم سوگند...

به حریم تو می خورم سوگند,به رقیه می خورم سوگند,من به زینب می خورم سوگند,گر بگویی بمیر میمیرم

 

 مجنون هنگام راه رفتن کسي را به جز ليلي نمي ديد. روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در شنبه 1387/11/19

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by pariemehraboon-5009.blogfa.com

Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM