به حریم تو می خورم سوگند,به رقیه می خورم سوگند,من به زینب می خورم سوگند,گر بگویی بمیر میمیرم
|
|
|
مجنون هنگام راه رفتن کسي را به جز ليلي نمي ديد. روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم |
شنیده ام که تو یک روز جمعه بر می گردی...
کدام جمعه؟؟؟
نمی شد اشاره می کردی.
<-BlogDescription->
کدام جمعه؟؟؟
نمی شد اشاره می کردی.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by <-BlogId->.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by pariemehraboon-5009.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM
