به حریم تو می خورم سوگند,به رقیه می خورم سوگند,من به زینب می خورم سوگند,گر بگویی بمیر میمیرم
براى حسین(ع) زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است ، به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده تر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مىكند و حسین (ع)مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است.
حسین(ع) آموخت که مرگ سیاه سرنوشت شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن میدهند تا زنده بمانند چه،کسانی که گستاخی آنرا ندارند که شهادت را انتخاب کنند مرگ آنها را انتخاب می کند.
کربلا یک حادثه نیست ،یک مکتب است.از آن میتوان روح اسلام را آموخت.وهم حقیقت تشیع را وهم معنی راستین یک مسلمان را.
حسین فریاد مى زند - پس از دیدن عزیزانش در خون و آنگاه که جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى بیند - فریاد مى زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ و او مگر نمى داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این سوالی ست ازتاریخ فرداى بشرى . این پرسش، از آینده است و از همه ماست.این انتظار حسین را از عاشقانش بیان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مىنماید.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by pariemehraboon-5009.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM