تبليغاتX
به حریم تو می خورم سوگند...


به حریم تو می خورم سوگند...

به حریم تو می خورم سوگند,به رقیه می خورم سوگند,من به زینب می خورم سوگند,گر بگویی بمیر میمیرم

 به خدا دنیا رو نمی خوام بی ابوالفضل(ع)

جنت الاعلا رو نمی خوام بی ابوالفضل(ع)

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در دوشنبه 1386/03/28

لينك مطلب

خورشید، سایبان مزار تو

 

فردا روز شهادت دریاست،باران بند بند انگشتان

 

درختان رامی شمارد و از سر شاخه های فروتن

 

 بید های مجنون فرود می آید .

 

روز شهادت کسی که مادر خورشیدهای دنباله داری

 

 است که تا هنوز تاریخ زلالی زمین راتضمین کرده اند.

 

ای بانوی آب و آیینه گیاهان از زمین به یاد تو سبز می رویند

 

 و شقایق ها از ازل تا ابد داغدار زخمی هستند که دستهایی

 

 نا مهربان بر شانه های فدک زدند.

 

هر دری را که می بینم،دردی در من جوان می شودو زخمی

 

 کبود درمن جوانه

 

می زند.ای زلال ترین بانوی دوعالم ای که تاریخ ،نامت را

 

به احترام می نگارد و من تمام جغرافیا را به یاد تو محترم

 

می شمارم ،ای زلال تر از نسیم و ای مانا تر از عشق ،

 

هرگاه نام توبرزبانم می وزد ،جانی دوباره درمن ریشه

 

می دواندو اندوهی جانکاه زبانه می کشد .

 

می دانم هیچ سنگی لایق آن نبوده است که بر مزارت

 

 بنشیند از این رو تنها خورشید بر مزار تو سایبان است.

شهادت بانوی دو عالم تسلیت باد.

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در یکشنبه 1386/03/27

لينك مطلب

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در جمعه 1386/03/25

لينك مطلب

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در جمعه 1386/03/25

لينك مطلب

 

                 

اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر   اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر   اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر   اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر  

      

 

یادم ز وفای اشجع الناس آید  

وز چشم ترم سودهء الماس آید

آید به جهان اگر حسین دگری                                        

هیهات برادری چو عباس آید

 

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در جمعه 1386/03/25

لينك مطلب

 

                       
اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر   اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر   اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر   اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر

              

 

هر دری بسته بود جز در پر فیض حسین

کاین در خانهء عشق است که باز است هنوز

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در جمعه 1386/03/25

لينك مطلب

کربلا کعبهء عشق، کربلاقلب زمین

 اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر

آرزومون دیدن اون گلدسته های نازنین

 

همه نون و آبمون خونهء اربابمون

 

عکس اون ضریح مهربون شبها تو خوابمون

 

کربلا قشنگترین شهر خداست

...

ما که ندیدیم ،فقط شنیدیم ، حسرت کشیدیم

 

هر چی عشق آخرش تو کربلاست

 

ما که ندیدیم، فقط شنیدیم، حسرت کشیدیم

 

ما شناسنامه هامون صادره از کربلاست

   اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر       اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر    اضغط على الصورة لتراها بحجم أكبر

نقشهء کرببلا نقش روی قلب ماست

 

نقش مهر یا حسین(ع) روی پیشونیمون

 

یه روزی می یاد ما هم تو خونش نوبت مهمونیمون

 

                                          نوبت مهمونیمون

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در جمعه 1386/03/25

لينك مطلب

حضرت زهرا دلش از ياس بود
قطره هاى اشكش از الماس بود
داغ عطر ياس زهرا زير ماه
مـى چكـانيـد اشك حيـدر را به چاه ...
گريه آرى, گريه چون ابر چمن
بر كبود ياس و سرخ نسترن ...
اين دل ياس است و روح ياسمين
اين امانت را امين باش اى زمين
نيمه شب دزدانه بايد زير خاك
ريخت بر روى گل خورشيد, خاك
مدفن اين ناله غير از چاه نيست
جز تـو كـس از قبـر او آگاه نيست
نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در جمعه 1386/03/25

لينك مطلب

Photo

 

Photo

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در چهارشنبه 1386/03/23

لينك مطلب

Photo قطره اى بودم كه در بحر شهادت جا گرفتم اين شهامت را م

گلدسته هایی که فرو ریخت دستهای نیاز خاک بود به آسمان

 

گفتند بارگاه تو خون شد مناره سوخت

 

دستی که بود عرش خدا را اشاره سوخت

 

گفتند سکر مجلس کروبیان شکست

 

بال فرشتگان مقرب دوباره سوخت

 

آن فرصت لطیف تماشا چه سود رفت

 

آن قامت رشید تشیع چه چاره سوخت

 

آهی وزید و شعله خورشید سرد شد

 

آتش گرفت ماه و صدای ستاره سوخت

 

سرما دوید در تن گلبرگ های ترد

 

بر قامت درخت نشاط بهاره سوخت

 

امیدمان برای رسیدن به بیکران

 

چون ماهی گرفته ز دریا کناره سوخت

 

گل ابتدای قصه به تاراج باد رفت

 

خون گشت خار خس دل سنگین خاره سوخت

 

چشمم در امتداد افقهای دوردست

 

در انتظار آمدن آن سواره سوخت

 

ن از جانبازى بابا گرفتم

 

 

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در چهارشنبه 1386/03/23

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by pariemehraboon-5009.blogfa.com

Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM